خلاصه داستان: یک عاشقانهی درخشان و غیرقابلپیشبینی؛ داستانی که با دیدار سرنوشتگونهی مردی به نام «چان» ــ که هر روز زندگیاش را مثل تعطیلات هیجانانگیز تابستانی میگذراند ــ و زنی به نام «ران» ــ که خودش را در زمستانی سرد و بیروح حبس کرده ــ زمانِ یخزده را دوباره بیدار میکند.
خلاصه داستان: مردی که کارش ترجمه زبانهای مختلف است، زنی را ملاقات میکند که عشق را به شکلی کاملاً متفاوت از او بیان میکند، اما با این حال یکدیگر را درک میکنند.
خلاصه داستان: داستانی عاشقانه و پرماجرا درباره همخانه شدن دو نفر که از همان نخستین دیدار با یکدیگر اختلاف داشتهاند. اما وقتی ناگهان مسئولیت نگهداری از برادرزاده ۲۰ ماههشان، وو-جو، به عهده آنها میافتد، زندگیشان به شکلی غیرمنتظره به هم گره میخورد و ماجراهای تازهای آغاز میشود.
خلاصه داستان: پس از آنکه «لی ههسوک» در ۸۰ سالگی از دنیا میرود، در حالی وارد بهشت میشود که ظاهر سالخوردهاش را حفظ کرده است. اما همسرش، «کو ناکجون»، در بهشت با چهره و ظاهر ۳۰ سالگی خود دیده میشود. ناکجون که به عنوان پستچی بهشت فعالیت میکند، آرزوها و پیامهای مردم زمین را منتقل میکند و این زوج زندگی تازه و متفاوت خود را در جهان پس از مرگ در کنار یکدیگر آغاز میکنند.
خلاصه داستان: داستان درباره «هه گانگ»، گانگستر سابقی است که برای دستیابی به پولی پنهانشده در یک مجتمع مسکونی، نامزد ریاست انجمن ساکنان آپارتمان میشود. اما او ناخواسته در جریان این ماجرا، پرده از فساد و توطئههای پنهان درون آن مجتمع برمیدارد.
خلاصه داستان: تناسخ یافته در قالب یکی از شخصیتهای فرعی یک رمان، «چا سونتک» بهطور غیرمنتظره شبی را با شاهزاده «کیونگسونگ» میگذراند و همین اتفاق آغازی است بر عشقی پرشور و غیرمنتظره.