خلاصه داستان: در دوران چوسان، ولیعهدی انتقامجو و تاجری که حافظهاش را از دست داده است، بهطرزی مرموز جای بدنهایشان با یکدیگر عوض میشود و این ماجرا شبکهای از آشوب، رازها و سرنوشتی غیرمنتظره را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: یون بوم یک معلم محبوب و دوست داشتنی در سئول است، اما به دلایلی به یک دبیرستان در شهر کوچکی منتقل میشود. در آنجا با سون جه کیو آشنا میشود؛ او عموی یکی از دانشآموزانش، سون هان کیول است. سون جه کیو مردی درشت هیکل و ظاهرا خشن است، اما در واقع شخصیتی گرم و خوش برخورد دارد. او به یون بوم علاقه مند میشود و احساساتش را کاملا صادقانه و مستقیم به او ابراز میکند.
خلاصه داستان: پس از آنکه «لی ههسوک» در ۸۰ سالگی از دنیا میرود، در حالی وارد بهشت میشود که ظاهر سالخوردهاش را حفظ کرده است. اما همسرش، «کو ناکجون»، در بهشت با چهره و ظاهر ۳۰ سالگی خود دیده میشود. ناکجون که به عنوان پستچی بهشت فعالیت میکند، آرزوها و پیامهای مردم زمین را منتقل میکند و این زوج زندگی تازه و متفاوت خود را در جهان پس از مرگ در کنار یکدیگر آغاز میکنند.
خلاصه داستان: داستانی عاشقانه و پرماجرا درباره همخانه شدن دو نفر که از همان نخستین دیدار با یکدیگر اختلاف داشتهاند. اما وقتی ناگهان مسئولیت نگهداری از برادرزاده ۲۰ ماههشان، وو-جو، به عهده آنها میافتد، زندگیشان به شکلی غیرمنتظره به هم گره میخورد و ماجراهای تازهای آغاز میشود.
خلاصه داستان: مردی که کارش ترجمه زبانهای مختلف است، زنی را ملاقات میکند که عشق را به شکلی کاملاً متفاوت از او بیان میکند، اما با این حال یکدیگر را درک میکنند.
خلاصه داستان: مردی حسود و کینهورز، در حالی که خود را در دنیایی میبیند که دیگران در آن پیوسته موفق میشوند، احساس تنهایی و انزوا میکند و در جستوجوی آرامش درونی است.